سديد الدين محمد عوفى

142

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

او را آزاد كردم و آن سه هزار دينار اصل و فرع به وى بخشيدم « 1 » و ديگر باره قبول كردم كه او را سرمايه دهم تا بدان تجارت كند و ضايع نماند . امير المؤمنين گفت : در نيكويى « 2 » اسراف كردى « 3 » آزاد كردن تمام بود مال بخشيدن و ديگر « 4 » دادن وجهى نبود « 5 » . گفت : اگرچه او بدكردار است اما بدان سبب كه « 6 » بدين بارگاه جاى يافتم و شرف مكالمت امير المؤمنين مرا بحاصل آمد حقّى بزرگ بود . امير المؤمنين « 7 » او را محمدت فرمود و با تشريف و انعام به خانه فرستاد . ربيع گفت : پس از آن تا منصور زنده بود « 8 » هيچ‌كس نيامد كه در خصومتى « 9 » پيوست يا مظلمتى كرد « 10 » كه نه منصور گفتى « 11 » : خداى تعالى « 12 » يار « 13 » كوفى باد كه من حاضر بيانى و « 14 » جواب « 15 » قاطع گفتن مثل او نديدم . و اين حكايت متضمّن فوايد بسيارست يكى از آن جمله كمال حلم و انصاف امير المؤمنين منصور [ است ] و ثبات صدق آن كوفى تنبيه است « 16 » مر « 17 » عاقلان را تا بر « 18 » هر نااهلى اعتماد نكنند تا سبب غرامت و ندامت ايشان نگردد . [ حضرت امير مؤمنان على عليه السلام غلام گناهكار را كه به عفو او اميدوار بود ببخشيد و آزاد كرد ] حكايت ( 50 ) آورده‌اند كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه « 19 » وقتى « 20 » غلامى « 21 » را آواز داد به‌جهت مهمّى و غلام در دهليز بود و به هيچ نوع

--> ( 1 ) متن و مپ 2 و بنياد - و آن سه هزار دينار اصل و فرع به وى بخشيدم ( 2 ) مپ 2 + كردن ( 3 ) متن - كردى ( 4 ) بنياد + مال ( 5 ) مپ 2 : مال بخشيدن ديگر حاجت نبود ، مج - وجهى نبود ، بنياد : اسراف نمود ( 6 ) متن و بنياد + مرا ، مج + من ( 7 ) مپ 2 و مج : منصور ، بنياد : امير ( 8 ) مپ 2 - تا منصور زنده بود . ( 9 ) مج : خصومت سختى ( 10 ) بنياد : يا در مطلبى ( 11 ) متن و مج و بنياد + كه ( 12 ) مپ 2 و مج - تعالى ( 13 ) مج + آن مرد ( 14 ) مج و بنياد - بيانى و ( 15 ) مج : جواب + و ثبات عزم ( 16 ) مپ 2 - يكى از آن . . . تنبيه است ( 17 ) مپ 2 : تا ( 18 ) متن : با ( 19 ) مپ 2 و مج : كرم اللّه وجهه ، بنياد : امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام ( 20 ) مپ 2 - وقتى ( 21 ) مپ 2 : غلام